X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

 همیشه روی اسم حساس بودم ، تا میگفتن فلانی ( که من اصلا نمیشناختمش ) بچه دار شده ، فورا میپرسیدم : اسمش رو چی گذاشتن ؟!

برای انتخاب اسم بچه هام خیلی وسواس به خرج دادم . قرار شد دخترمون رو من انتخاب کنم و پسرمون رو جناب یار .جنسیت اولین بارداری که مشخص شد طبیعی بود پدرش در جستجوی نام مناسب باشه ... و خدا به دور که چه اسمهایی پیشنهاد میداد ، مو بر اندامم سیخ میشد !

اما خب توافق کرده بودیم که نام پسر با اون باشه و با اینکه خیلی جر زن هستم اونموقع چون هنوز چند ماهی بیشتر از ازدواجمون نگذشته بود بشدت باهاش رودربایستی داشتم و نمیتونستم زیرش بزنم !

این شد که بچه ام دو اسمه شد ، یه اسم شناسنامه ای که برای همه مون ( حتی خود پدر گرامی بچه ) غریبه و نامانوسه و یک اسم واقعی که از صغیر و کبیر همه به همون اسم میشناسنش ، حتی مدرسه و محل کار و بلاد کفر ( واقعا میگن : عرض خود میبری و زحمت ما میداری ، خو این چه اسم انتخاب کردنی بود عاخه ؟!)

این بود تا رسیدیم به بچه ی دوم و  در واقع آخرین فرزند که چون  مطمئن بودیم فرزند دیگه ای نمیخواهیم تمام تلاشمون رو برای دختر بودنش بکار بستیم ولی جنین ٥ ماهه بود که فهمیدیم تیرمان به سنگ خورده و این یکی هم پسر است . طبیعیه که نمیتونستم بیش از این بر عهد و پیمانم استوار بمونم و اجازه بدم اسم بچه ی دوم رو هم به جرم پسر بودن ، پدرش انتخاب کنه ! دست بکار شدم و یه اسم براش پیدا کردم در حد باقلوا !

٢٥ دی که بیست و هفتمین سالروز تولدش رو جشن گرفتیم به خودم تبریک گفتم برای این اسم ! اینقدر خاص و منحصر به فرد و کم تکراره که هر جایی میره واقعا توی ذهن میمونه و مثلا در دوران سربازی ، همه ی فرماندهان و  کل قرارگاه به اسم کوچک صداش میکردند ( کسانی که با دیسیپلین ارتش آشنایند متوجه میشن چقدر این امر نامتعارفه ) و از اون مهمتر: شخصیتش واقعا برازنده ی معنای اسمش هست جان دل مادر ...


با اینهمه ، دلم میخواست قانونی وجود داشت تا به بچه ها اجازه میداد اسمشون رو خودشون انتخاب کنند . یعنی تا وقتی به سن تمیز برسند با یک آوایی ، هجایی، شماره ای چیزی صدایشان میزدند تا بعد خودشان اسم مناسب خودشون رو پیدا کنند !! 

( بعدا برام بنویسین اگه الان میخواستین اسمتون رو انتخاب کنین ، چی رو ترجیح میدادین ؟!)


انتخاب اسمشون رو نتونستم به خودشون محول کنم ولی برای اعتقادات مذهبی شون این کار رو کردم ، به هیچ دین و مذهب و مسلکی ترغیبشون نکردم . از خدا نترسوندمشون و هرگز از بهشت و دوزخ حرفی نزدم ، به گناه اشاره ای نکردم تا حس عذاب وجدان رو درشون بوجود نیارم . 

هر چه گفتم از " انسانیت"  بود و اینکه از هر کار غیر انسانی و هر چیزی که باعث رنج دیگران بشه اجتناب کنند .

اسمشون رو نتونستند ولی اعتقاداتشون رو واقعا وقتی به سن تمیز رسیدند " انتخاب " کردند بدون اینکه از سوی من  یا پدرشون سمت و سو داده شده باشند . شاید ما جزو معدود خانواده هایی باشیم که عقاید هر کداممان یک نغمه و نوایی میزند و از صفر تا صد با هم فاصله داریم اما با کمال احترام نسبت به افکار و باورداشتهایمان به هم عشق میورزیم و در موردش صحبت میکنیم ، بی هیچ تحقیر و تفاخر و قضاوتی ...

همینکه بچه هایم با چیزی بعنوان دین یا مذهب موروثی مواجه نبوده اند جبرانیست برای  اینکه نتوانستند نامشان را خود انتخاب کنند :) خوشحالم از این بابت ...

[ سه‌شنبه 29 دی 1394 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (24) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83131

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ