X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

میرداماد شهرزاد سپانلو  رو گوش میکنم و این فکر توی سرم چرخ میزنه که چرا با وجودیکه روزهای آخر دومین ماه پاییزه ، هوا همچنان دم و خفقان آوره و نمیشه بدون کولر سر کرد ؟ 

 گو اینکه ساعات کمتری در شبانه روز صدای قارقارکی اش  رو میشنویم ولی همچنان هست ... از پاییز هم  که فقط مگسهای سمجش نصیب مون شده و اسمش ! وگرنه چیزی تحت عنوان لباس پاییزه یا برگریزان یا نسیم خنک ( جسارت نمیکنم توقع سوز پاییزی داشته باشم !) حاشا و کلا ...

 جالبترین نکته این اقلیم اینه که فاصله ی بین کولر و بخاریش یک شبه ! یعنی هیچ بعید نیست همین شنبه بیام چسبیده به بخاری براتون پست بگذارم ! هر سال همینه ، یعنی در واقع اینجا دو تا فصل داره : از نیمه ی اسفند تا آخر آبان تابستونه -  آذر و دی و بهمن  هم که پاییزه  !!!

دیگه عطای بهار و زمستون رو به لقاش ببخشین لطفا :)


پوزش که اینقدر در مورد وضع هوا مینالم  ، راستش رو بخواید بسکه حسودیم میشه به شماهایی که کت و پالتو و بارونی و چکمه و بوت و شال گردن - دستکش براتون تعریف شده اس ! اینجا یه مانتوی چهار فصل و یه کفش معمولی داشته باشی همه چی حله برای همیشه !

هر وقت به شهرهای شما سفر میکنیم  عندالزوم لباس گرمی خریداری میشه برای همون چند روز ، بعد هم که اینجا وکیوم میشه تا سفر بعد ( اینجا  اگر بپوشیم و بریم توی خیابون باور بفرمایین بهمون میخندن و میگن : قطب بدیم خدمتتون ؟؟!!)


یار میفرمایند : غر نزن بانو ، لذتش رو ببر !! بترس از روزی که جایی زندگی کنی که حسرت آفتاب و گرما رو داشته باشی ، در لحظه زندگی کن و از موقعیت حظش رو ببر ....

وای که از مثبت اندیشی و کنار اومدنش با همه چی  به ستوه اومدم  ! نیمیش بخاطر اینکه من اینجوری نیستم ، نیم دیگرش بخاطر حسرت از اینکه چرا اینجوری نیستم !!

[ پنج‌شنبه 28 آبان 1394 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (18) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83024

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ