X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

دختران کوبانی عاشق بودند ، میدانم ... که وقتی عاشق هستی قدرت و اراده ای ماورایی می یابی . زمین و  زمان برایت زیباترست ، حتی در میدان جنگ ...

وقتی که عاشقی ، بوها ، رنگها ، تابش خورشید ، همه با قبل متفاوتند حتی خرمالو فراموش میکند گس بودن را .


عاشقی را با بوی باروت تجربه کردم ، در شلمچه ... میان آمبولانسی که هرگز با خودش هیچ مجروحی حمل نکرد  جز قلب  مصدوم من ... هر چه با خود آورد شهید بود ، بی حتی یک پیکر سالم .

تا چشم کار میکرد خاکریز بود و جنگ افزار اسقاطی و من انگار میان بهشت می خرامیدم و اینها آهوان حیران دشت و دمن بودند ! 

انگار سراپا تن میشوی و تمام سلولهای لامسه ات رد  ِ  سلسله جبال یار را میگیرند تا رسیدن به او ... و چه توفیر دارد کی و کجا این اتفاق افتاده باشد ؟ در فلات تبت یا در قاره ی جنوبگان به هنگام شفق قطبی ...

فراموش میکنی که چه کسی بوده ای  و مطالباتت چه بوده. ، فی الحال تویی و سر پر سودایت و اویی که شمس تبریزی ست هنگام مولانا شدنت ....

جهان در منتهی علیه زیباترین حرکت وضعی و انتقالیش قرار گرفته اکنون ! از این بهتر مگر ممکن است ؟


اسمش را هر چه میخواهند بگذارند ، تو گو   رزمایش هورمون ها در چکا چاک شمشیرها ! چه اهمیت دارد ؟ مهم این حس و حال منحصر به فرد و بی همتاست که خیلی ها شانس تجربه کردنش را ندارند  .


اگر اینقدر عزیز خداوند بوده ای که موهبتت دوست داشتن و  دوست داشته شدن را نصیبت کرده ، لذتش را ببر ، در هرکجای دنیا و با هر سن و سالی که هستی  شکر گذار خداوند باش از این بابت ...


پ. ن : این پست مخاطب خاص داشت ! با آرزوی غوطه ور شدن در شعف ناشی از عشق برای رویای عزیزم



[ سه‌شنبه 26 آبان 1394 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (16) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83131

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ