X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

زیباترین کلمه ای که میتونه حق مطلب در مورد کسی که بخش مهمی از وجودمونه  رو ادا کنه چیه ؟

میگم بخش مهم وجودمون چون میتونیم بدون دستها و پاها و حتی چشمهامون زندگی کنیم ولی بدون قلب نمیتونیم ... پس منظورم کسیه که نقشش به اندازه ی قلب ضروری باشه برای ادامه ی زندگی ...


تازگیها به این نتیجه رسیدم که " یار " خیلی جامع و مانع و کامله ! که خیلی خوب به دل میشینه ، که خیلی قشنگ حس درونی آدم رو منتقل میکنه ...


دیروز سر کار داغون بودم واقعا ، برای بازرسی بخشی رفته بودم که روی مسئولش قسم میخوردم همیشه ، مدرک شغلی مرتبط و یه آدم جوان و خوش فکر. و از هر نظر پرفکت ... بعد هر چی بیشتر بررسی میکردم افتضاح کارش بیشتر معلوم میشد ، داشتم میمردم از غیظ ( دروغ نگم بیشترش از دست خودم بود و اینکه چرا اینقدر باور داشتم این خانوم رو )  نتونستم توی اتاقش بمونم ، پرونده هایی که زیر دستش بود جمع کردم و برای بررسی بیشتر به دفتر خودم بردم .

با اینکه سعی کردم نهایت ادب رو رعایت کنم باز هم ظاهرم داد میزد که چقدر بهم ریخته ام ....از دلشوره نتونست طاقت بیاره ودنبالم وارد اتاق شد و کنار میزم ایستاد و با حفظ فاصله سعی کرد ببینه  یکی دیگه از پرونده هاش که زیر دستم هست هم اشتباه محاسباتی داره یا خیر ، مدام عذر خواهی میکرد و قول میداد جبران کنه و بیشتر حواسش رو جمع کنه و منهم فقط سعی میکردم سکوت کنم و بر اثر عصبانیت چیزی نگم که در شان هیچکدوممون نباشه .

داشتم خدا خدا میکردم همونموقع تلفنم زنگ بخوره و یه مکالمه مهرآمیز حال و هوام رو عوض کنه ... بطرز احمقانه ای نیاز به یه دیالوگ دوستانه و با محبت داشتم ، عین بچه ی لوسی که دلش میخواد نازش رو بکشند و بهش بگن : غصه نخور همه چی درست میشه ...

 بهش گفتم : واقعا ازتون توقع نداشتم ، نمیدونم چی بهت بگم که معنیش این نباشه از اعتمادم سوء استفاده شده ... اجازه بده بعد در موردش صحبت کنیم .

متوجه شد و  بیرون رفت .

 بلافاصله زنگ زدم به همسردلبند ، الو رو که گفتم  با لحنی پرسشی گفت : خیره !

و همین یک کلمه دکمه استارت من بود و مسلسل وار براش گفتم و گفتم و گفتم ، مثل همیشه در سکوت گوش داد ، و درست موقعی که منتظر بودم اونم عصبانی بشه یا حداقل تعجب کنه و اینجوری باهام ابراز همدردی کنه ، با آرامش کامل گفت : 

چجوری میتونی در عین عصبانیت اینقدر خوب جمله هات رو جفت و جور کنی ؟! 

زنگ بزن برات یه چای سبز بیارند ، بخاطر طبع سردش آرومت میکنه ( نگفت فشارت رو بیاره پایین !) کرکره ی اتاقت رو هم تاریک کن بعد از اینکه چایت رو خوردی حالت بهتر میشه ، مطمئنم ...



دیگه بهش نمیگم همسردلبند ... هیچ اسمی به اندازه ی " یار " گویای محبت و آرامش و سعه ی صدر مردی نیست که قلبش دریاست ،

خداوندا شکر بخاطر وجودش ...


پ. ن : مسئول دفترم میگفت :

 هر وقت پرسنل دسته گلی به آب میدن که خودشون متوجه میشن اگه بفهمید خیلی ناراحت و عصبانی میشید ، (تا بیان کار رو رفع و رجوع کنن ، قبل از اینکه گزارشش بهم برسه ) مدام میگن کاش الان همسرشون اینجا بودند  !!! 

یعنی اینقدر هوای پرسنلم رو داره و جو رو آروم میکنه و بقول مامانم تنها کسیه که روی من نفوذ داره و قلقم دستشه !

[ چهارشنبه 20 آبان 1394 ] [ 05:19 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (25) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83131

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ