X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

الا یا ایهالساقی ! اگه پست جدید نذارید پشت تون باد میخوره و اونوقت هر بار به بهانه ای نوشتن رو به تعویق میندازید ...


این اتفاقی بود که طی هفته ی گذشته دستم رو گرفته بود و نذاشت بیام زمین ادب ببوسم و عرض ارادت کنم به دوستان گل وبلاگستانم:)

سه روز تعطیلی هفته ی گذشته فرصت خوبی بود که به کارهای عقب افتاده برسم ولی مگر همسردلبند گذاشت ؟! 

ایشون اعتقاد راسخ دارند که تعطیلات همه چی باید تعطیل باشه و گند از سر خونه در رفت هم  ، بره !! هیچ اشکالی نداره :) بنابر این عملا نتونستم کار مفیدی انجام بدم جز فیلم دیدن ...

دیگه پذیرفتم روز تعطیل روزیست که من خونه باشم و همسردلبند نباشه ! ( اینطوری مگه بتونم کاری انجام بدم ) برای همین امروز  با یه صبحونه ی رویایی روز تعطیلم رو جشن گرفتم : نون و پنیر و چای شیرین !  ( همیشه چای رو تلخ مینوشم) و اینگونه بود که به خودم یه حال اساسی دادم و قید رژیم و سم سفید و این داستانها رو زدم و لذتش رو بردم !!

عیبی نداره ، از شنبه  دیگه خودم رو میسپرم به رژیم جدیدی که تا به حال امتحانش نکردم و یه ذره عجیب غریبه ( رژیمی که کوکا لایت و ماالشعیر و ژله و پولکی کامور داره هم شد رژیم ؟!) 

در کنارش  هم یه عالمه برنامه ریختم ( البته من خدای شروع  برنامه های نیمه تمومم! ) از جمله تایپ سه چهار دفتر دستنویس و  در ضمن قرار گذاشتیم شبها بطور جدی یکی دو ساعتی برای زبان انگلیسی وقت بذاریم اونم به شیوه ای متفاوت ...

راستش رو بخواین جناب سروان به روزهای پایانی خدمتش رسیده و نهایتا تا یکی دو هفته ی دیگه کنارمون باشه و  بعد میره تا مرحله ی جدیدی از زندگیش رو شروع کنه ... برای همینه که سعی میکنیم به شکل معقولی به پیشواز سندرم آشیانه ی خالی بریم !!

یعنی به زودی علی میمونه و حوضش :) 

یکسال و نیم پیاپی هر روز همسردلبند پسرک رو بیدار کرده ، براش صبحونه مهیا کرده ، جلوی درب ورودی چهارپایه براش باز کرده  تا بشینه و به فراغ دل پوتین هاش رو بپوشه و بره قرارگاه ... و حالا من میدونم چقدر براش سخت میشه که دومین بچه اش هم  اینجوری ازش دور بشه ...

زندگیست دیگر ، باید جای خالیش رو با دلمشغولیهای دیگری پر کرد وگرنه دلتنگی بطرز باور نکردنی آزاردهنده خواهد شد .

یکی از راههای جذابه پر کردن این تنهایی ، جر و بحث و اختلاف نظر و جنگیدن به شیوه ی جهادیه !

اره بده ، تیشه بگیر ...

راه دیگه اش مبارزه ی تن به تن هستش ، به شیوه ی نینجاها ...

شمشیر سامورایی هم راه دیگری برای اثبات حقانیت هستش ، منتها خیلی مهمه که شمشیر رو از رو ببندیم یا از زیر ! 

خلاصه یکی از برنامه هایی  که برای پر کردن اوقات فراغتمون در غیاب دو نوگل باغ زندگیمان داریم ساخت فیلم آتش بس ٣ هست با هنرمندی لی لی یت و همسردلبند !

والا ، خب وقتی خودمون دوتایی توی این شهر دراندشت تنهاییم نباید به فکر هیجان باشیم ؟! چی هیجان انگیز تر از این که به پر و پای همدیگه بپیچیم ؟! شما راه بهتری پیشنهاد میدین ؟؟؟


پ. ن : 

یکی از مراجعینمون توی شرکت ، یه خانم ایتالیایی هست که  وقتی با همسرش ( ایشون عرب اهوازی هستن و سالها قبل  برای تحصیل  به رم رفته بوده) آشنا میشه ازدواج میکنند و به ایران میاد و سالهاست اینجا زندگی میکنه ( باور کنید به اندازه ی من هم غر نمیزنه و از اینجا ناراضی نیست !) ولی خب تنهاست و فارسی رو هم به سختی صحبت میکنه - دیروز وضع حمل کرد ،اونهم در شرایطی که مادرش نتونست بیاد ایران و کنارش باشه و اینجا کاملا غریب هستش ... چند روز پیش  خیلی اتفاقی ازش اسم بیمارستان و دکترش رو پرسیده بودم  ، دیشب به مسئول روابط عمومی شرکت  زنگ زدم  شاید نام خانوادگی خانم رو   بدونه تا بتونم برم بیمارستان عیادتش ( چون فقط  فامیلی همسرشون رو میدونستم ) که البته نمیدونست ولی باهام اومد تا ساعت ده شب نگهبانی بیمارستان اجازه بده خارج از وقت ملاقات برای عیادت برم !

باورتون نمیشه  طفلکی چقدر خوشحال شد : کسی که اصلا توقعش رو نداشت زمان وضع حملش رو به خاطر داشته باشه و به دیدنش بیاد... توی یه اتاق خصوصی تنها بود و نوزادش توی یه تخت  سبد مانند در کنارش ! یعنی وقتی به این فکر میکنم که زنی که تازه سزارین شده باید دغدغه ی این رو هم داشته باشه که بچه اش گریه میکنه بره بغلش کنه و بهش شیر بده ( اینو اضافه کنید به جاری نبودن شیر و بلد نبودن رفلکس مکیدن توسط نوزاد ) اشکم در میاد ...بعد  برای  بالیدن همین بچه  ٣-٤ کیلویی ، بیست - سی سال زحمت میکشی ، اونوقت باهاش خداحافظی میکنی تا بره یه جای دیگه ی این کره ی خاکی زندگی کنه  ... با علم به اینکه معلوم نیست دیگه ببینیدش یا نه ! 

[ پنج‌شنبه 7 آبان 1394 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (10) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83024

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ