X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

خونه رنگ و بوی پاییزی گرفته ، با اینکه دو تا کولر اسپیلت در جناحین خونه روشنند و توی سر و مغزشان میزنند ، از پنجره که بیرون را تماشا میکنی حال و هوا یه جوریه که دوست داری سرت رو بندازی پایین و مشق هات رو بنویسی ....

جناب سروان تازه از فرودگاه و بدرقه عشقش برگشته خونه و حال و هوای دلش ابریه ... البته سابقه ی جدایی های نسبتا طولانی رو داشته اند و خوب از پسش برآمده اند ولی حالا که نامزد هستند احتمالا حس و حالشان تفاوت دارد و بیشتر دلتنگ میشوند .

هنوز حداقل سه ماهی از خدمتش باقیست و دستش زیر سنگ ارتش است و چاره ای جز تحمل بر این دوری ندارد .

کمی کز کرد توی اتاقش ... توی لک بود ، مثل گنجشکی که خیس میشه جمع و جور شده بود انگار ... 

زویی برایم چای انگلیسی آورده ، همان را دم میکنم و دعوتش میکنم تا با کلوچه لاهیجان امتحانش کنیم .

می آید توی هال کنارم روی زمین مینشیند ، چایش را شیرین میکنم و  پاکت کلوچه اش را برایش باز میکنم ، درست مثل سالهای دور که از مدرسه برمیگشت  و خیلی تر و فرز تکالیفش را با دقت فوق العاده ای تمام میکرد تا بتواند عصرانه اش را هنگام تماشای برنامه کودک بخورد ... عصر پاییزی  امروزمان دیگر تکرار نخواهد شد ، میدانم پاییز دیگر در خانه ی خودش خواهد بود ، کنار همسرش و این پاییز و این چای و کلوچه ی دو نفره  هر چقدر برای او عادیست ، برای من منحصر به فرد و ارزشمندست .


این روزها ، آخرین بارها را تجربه میکنم چون پسرک بیقرارست که  وارد فصل جدید زندگیش بشود ، برهه ای که استقلال را تجربه میکند و می شود ستون خیمه گاه جدیدی ... خانه ای که هر وقت والدینش بر او وارد شوند  اول میهمانانش خواهند بود و بعد پدر و مادرش ...


این روزها میگذرند بی اینکه هیچکداممان قدرش را بدانیم : نه منی که ولی هستم  و نه اویی که  فرزند است ... همانگونه که خود من وقتی فرزند خانه بودم قدرش را ندانستم و بیقراری کردم برای گذار از آن روزهای سبکبالی...

تاریخ تکرار میشود تا بشر بتواند مرور کند  : شب را و روز را ، هنوز را ....


[ یکشنبه 5 مهر 1394 ] [ 06:24 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (12) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83024

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ