X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

پسرک به خانه رسیده ، گرما زده و نفس بریده ... همانجا در سرسرای ورودی لباسها را از تن میکند و مستقیم به آشپزخانه می آید .

از پشت سر من که فقط چند دقیقه ای ست به خانه  رسیده و تازه کته را دم کرده ام  می پیچد و لباسها را می تپاند توی ماشین لباسشویی و شستشوی اقتصادی را انتخاب میکند .

میگویم : دیگه دم در استریپ تیز میکنی ؟! مگه ماشین رو نبرده بودی که اینطور خیس عرق شده لباسهات ؟ هر روز اینها رو میشوری از رنگ و رو می افتند !

میگوید : از دم در که پارک کردم تا اومدم تو ی خونه  اینجوری شدم !  لباسها مهم نیست ، ٩٥ روز دیگه ترخیص میشم  ، تازه لباس سربازی باید خسته باشه ! اصلا هُفتش * به خسته  بودنشه ... بعدش دیگه میره توی گنجه ی یادگاریها...

میگویم : میخای یادگاری نگهشون داری ؟ داداشت وقتی که خدمتش تموم شد اومد لباسهاش رو ریخت وسط هال و گفت مامان اینا رو آتیش بزن دیگه تا آخر عمر نمیخوام چشمم بهشون بیفته ! 

گفت : بیست و یک ماه تجربه و روزهای تلخ و شیرین رو مگه میشه سوزوند ؟ زندگیم بوده ها !


و اینگونه است که  برخی انسانها تهدیدها را به فرصت تبدیل میکنند و  به جای اینکه مضروب آجرهایی شوند که بر سرشان باریده ، آنها را زیر پا میگذارند و قد میکشند برای رسیدن به آرزوهای بلندشان ...



*  هُفت = مزیت داشتن به زعم خود ! ،  خلاف  ِ سنگین ، افه داشتن برای چیزی غیر معمول ، جلب توجه کردن با خرق عادتها... تکیه کلامی خوزستانی ست که مثل هله -ولک - پععه و .... معنای مکتوبی برای آن نمیشود یافت  ولی به خوبی متبادر کننده ی حس گوینده و القای  مفهوم مطلب در لحظه است .


[ چهارشنبه 28 مرداد 1394 ] [ 05:29 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (14) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83024

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ