X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

هیکل فریزرمون  مستکبری و طبقاتش مثه ته جیب مستضعفین تهی از هر چیزی !

البته نان را مستثنی بدانید زیرا کارمند جماعت چه میداند نان تازه چیست ؟! نانها در بهترین حالت برای یکهفته خریداری و بریده و کیسه بندی میشوند بنابر این هر گاه در فریزر بادهای استپی وزیدن می آغازند تنها چیزی که جلوی غلت و واغلت زدن بوته های خار و خس و خاشاک را میگیرد همین کیسه های کوچک نان است !

این شد که تصمیم گرفتم صبح زود که هنوز هوا خنک است سری به بازار تره بار بزنم و در رفع برهوت فریزر بکوشم ، غافل از اینکه  فصل خرما پزان است ! در آپارتمان را باز کردن همان و گرمای مرطوب و شرجی و به قول اینجایی ها ( هُُلپ ) گریبانم را گرفتن همان   ... خواستم برگردم ، دیدم واقعا نمیدانم برای شام و ناهار باید چه گلی به سر بگیرم ، این شد که دل به دریا زدم و از سر کوچه یک بطری أب یخ زده خریدم و سوار تاکسی شدم ( چون در خانه ی ما زن سالاریست ، ماشین ها همیشه  زیر پای آقایان خانواده است !) نیم ساعت نشده اثری از یخ در بطری مشهود نبود و مطمئنم اگر جرعه جرعه نمینوشیدم و خنکایش را کف دستم لمس نمیکردم قطعا پس می افتادم !

بازار پر بود از رطب و خارک و نیم خوان ( نصف رطب و نصف خارک ) که  اینها تا شرجی نخورند از نخل جدا نمیشوند ، ما هم پاسوز پختن و رسیدن آنها میشویم ! 

ولی اصلا نخریدم چون اینقدر خوش خوراکند که با هر  فنجان چای نیم کیلویش را شخصا میخورم و یک کیلو وزن اضافه میکنم ، به جایش آلبالو ( به جبران آنهایی که سوزانده بودم  ) غوره ، کدو و بادمجان ، ماهی ، مرغ ، سبزی ، لوبیا سبز ، فلفل دلمه و چیزهایی خریدم که تا الان مشغول آماده سازیشان بودم و رسما پوستم کنده شد !

بعد  هنگام خرید اصلا یادم میرود که یک بانوی متشخص با فرغون تفاوتهای اساسی دارد و  افلا تعقلون ؟ وقتی اینهمه بار داری چگونه میخواهی تاکسی بگیری و خودت را به خانه برسانی ؟ 

همسر دلبند هنوز نمیداند شاهکار امروزم را و منتظرم بیاید و غر بزند در حد لالیگا ! چون دولا دولا راه میروم ، گردنم هم کج شده از بس سرم خم بوده برای هسته گیر ی آلبالو و دانه کردن غوره و قس علیهذا !! 

ولی از همه بدتر  ماجرای امروز گرما و رطوبت نفس بر بود که واقعا زندگی را مختل میکند ، جالب بود که خانمهای دستفروش با خیال راحت  سبزی و بامیه ها را روی زمین پهن کرده بودند و با آرامش زایدالوصفی کنار هم نشسته بودند و گپ میزند و به ریش من و امثال من که جانشان داشت در می آمد میخندیدند !

[ سه‌شنبه 6 مرداد 1394 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (14) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83370

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ