X
تبلیغات
رایتل
لیلیت
قالب وبلاگ

پسرک راه دور یه عکس گذاشته و یه کپشن غمگنانه زیرش :

توی یه روز افتابی اومدی

توی یه روز آفتابی هم داری میری 

اما ، تو همیشه با منی مثل دعا ...


عکس همسرش هست از پشت سر ، اونطرف گیت خروجی فرودگاه ... به همین زودی شش ماه شد و دخترک داره بر میگرده به کشورش ، کی بتونن دوباره همدیگرو ببینن ، مشخص نیست .

اشکهام امون نمیدن ، من تا به حال دخترک رو ندیدم ، چجوری میشه از پشت مانیتور کسی رو اینهمه دوست داشت ، با جادوی صداش ؟ 

وقتی برای من اینقدر تلخ و سخت و دردآوره ، پسرکم چجوری میتونه با تنهائیش کنار بیاد ؟


امید ، امید ، امید ...


این تنها چیزیه که انسانها رو روی پا نگه میداره . 

دو روزه به تماسهامون جواب نمیدن ، دیگه اصرار نکردیم ، گفتیم شاید نمیخوان آخرین لحظات با هم بودنشون  رو باکسی قسمت کنند ، ولی الان دیگه توان زنگ زدن به هیچ کدومشون رو ندارم ، چجوری غم صداشون رو تحمل کنم ؟ چجوری بغض خودم رو مخفی کنم ؟



خداوندا ، از قدوسیتت میخواهم این دوری را سهل کنی و هر چه زودتر آنها را به آغوش هم باز گردانی  .... 

دو سال پیش همین اشکها را از  دور شدن فرزندم باریدم و امروز برای تنهایی  و دوری از همسرش ، زمان را بر ما آسان گردان که تو صبوری دهنده ی مایی ، آمین .



[ سه‌شنبه 19 خرداد 1394 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ لیلیت ] [ نظرات (29) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
خوش آمدید
لینک دوستان
امکانات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 83218

  • paper | اخبار وب | تیم بلاگ